|
|
|
||||
|
بابا بیخیال!....
با اینکه اینجارو ول کردیم اما مثل اینکه شما ها ولمون نمی کنید اما شاید یه موقه خوشی زد زیر دلمونو خواستیم ادامه بدیم! خدارو چه دیدین!؟ باز هم ممنون!
+
نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 22:29 توسط ناشناس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باز هم سلام
اول از همه فرا رسیدن سال جدید رو به همتون پیشاپیش تبریک میگم. و در مقابل خبر سفر آقای نیامدپور ، یکی از بهترین دبیرهایی که تا به حال باشون برخورد کرده بودیم رو به همه برسونم.(البته نیاز نبود که من خبر بدم خودش غوغا کرده بود.) ایشون نه تنها از نظر تدریس، بلکه از نظر برخورد با دانش آموزان و خو گرفتن با آن ها در بین بهترین ها بهترین بودن همونطور که میدونید ایشون برای ادامه تحصیل به مالزی سفر کردند و فکر می کنم اگر زمانی بازگردند هرکدام از ما در نقطه ای از این کره خاکی ، خود مشغول گذران زندگی هستیم
+
نوشته شده در یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 14:3 توسط گمنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یک سوال
خلاصه اینکه از شما می خوام که به این سوال خوب فکر کنید و جواب بدین...پیشاپیش باید بگم که ممکنه جواب های مسخره ای به ذهنتون برسه که زیاد مهم نیست اون ها هم قابل قبول اند.... خوب و حالا اینم از سوالی که در بارش نوشتم: اگر بهت بگن از روز اول تاریخ تا امروز میتونی ۱۰ نفر رو در کودکی بکشی،تا اون شخص یا اشخاص نتونند بزرگ بشن و کاری انجام بدن.....تو چه کسایی رو میکشی؟ ........................................................................................ راستی یادم رفت یه چیز رو بگم...
+
نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند1385ساعت 16:0 توسط ناشناس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یییییییییییییییییووووووووووووووووووووووههههههههههههههووووووووووووووووووووووو
سسسسسسسلام.......چطوری؟(خوبم تو چطوری؟) چه خبرا؟ ما آپ نمیکنیم خوش میگذره؟(چه ربطی داشت!!!) راستیتش بچه ها تو مدرسه میپرسیدن چه خبره؟چرا آپ نمی کنید؟نکنه کنار کشیدید!!!... خلاصه کلی حرف و حدیث برامون بافتن....از اونجایی که ما عمرا کم نمیاریم(البته با اجازتون...)امروز اومدیم دلیل و برهان بیاریم که چرا خبری ازمون نبوده....قضیه اینطور بوده که اول امتحانا شروع شد و ما مثل خر تو گل گیر کردیم...از اونجایی که مدرسه تعطیل بود و اتفاق خاصی نمی افتاد...(البته به غیر از امتحان هندسه و اتفاق های بعد از مدرسه...)ما هم صلاح ندیدیم بیاییم چرتو پرت بارتون کنیم...حالا ممکنه یکی در بیاد و بگه : مگه حالا داری چه غلللللطییی میکنی؟ خوب ما به اون یه نفر حق میدیم...(همیشه حق با مشتری بخشید خواننده است...) در عوض اومدیم به فکر افتادیم که یه کاری بکنیم...این شد که با یه مشورت کوچولو تصمیم گرفتیم وبلاگمون و به میهن چی چی انتقال بدیم.... این کار رو کردیم... هم اکنون میتونید برید یه سری بزنید...البته من پیشنهاد نمیکنم!!!...الانم به دنبال یه فضا برای عکسا و فیلم هایی که می خوایم تو وبلاگ بذاریم هستیم.....این یکی که جور بشه دیگه ما سعی میکنیم که از خجالتتون در بیایم...یه چی تو مایه های ترکوندن.... فعلا هم این عکس اهوازیان رو داشته باشین....که پوست مارو کند با این امتحاناش!!!....من نمی دونم آخه چی میخواد از تو این گوش پر موش!!!....به نظر شما دنبال چی میگرده؟؟!؟!؟!؟...
اینم یه عکس از نژاد خودمونه که تو نمایشگاه کامپیوتر که چند وقت پیش زده بودند ازش گرفتیم....البته باید بگم که عکسای جالب دیگه ای هم گرفتیم که به دلیل اینکه بعضی از بازدید کننده ها جنبه لازم رو ندارند از نمایش اونها خوداری کردیم....
+
نوشته شده در پنجشنبه 12 بهمن1385ساعت 22:15 توسط ناشناس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نمیدونم میدونین اونا کین یا نه؟
نام رادیکال دارن الوم اولشون رو می دن بیرون می خوان اولین البومو با یه سیاست خاصی وارد بازار کنن که بازارو بترکونه ها شونو شنیدم می خوام بگم واقعا تکن و حریف ندارن من پیشنهاد میگنم اونو بخرید راستی برید از تو سایتشون اهنگ ها رو دانلود کنید
اینم چندتا از اهنگاشون برای دانلود
+
نوشته شده در جمعه 1 دی1385ساعت 13:12 توسط گمنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام سلام....
امروز اصلا حوصله ندارم چیزی بنویسم.فقط این عکس پایین رو ببینید و بگید آخه این دنیا دسته کیه؟
فقط تو رو خدا همینجا نظر بدید راستی نظرتون رو دربارهء لوگوی جدید وبلاگمون میخواستم....
+
نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 16:51 توسط ناشناس
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چند روزپیش یکی ازدوستام تعریف می کرد
چت میکرده اون دختره که معروف به (الي جون) می باشدتونسته اين دوست ساده منو هک کنه واقعا که گند زده زده ولي عيب نداره چون يکي از هکرهاي خوب شهيد بهشتي قول داده که اونو هک کنه اون پسره که عکسشو حالا مي خوام ببينم به نظر شما کدوم راستي اي دي اين هکره
+
نوشته شده در دوشنبه 20 آذر1385ساعت 21:44 توسط گمنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بعده اون عکس هایی که زده بودیم(البته الان پاکشون کردیم)
چی بود بهت میدیم(دقت کنید کنید هر چی راحت گزشت قبول کردم (به خصوص فرزانگانی ها)دارم حالا فعلا باید برم خداحافظ
+
نوشته شده در یکشنبه 19 آذر1385ساعت 12:59 توسط گمنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام دوستان..چه طورید؟
یه دفعه به ذهنم رسید (البته اگه داشته باشم) یه نظر خواهی در باره ی وبلاگمون میخوام شما در قسمت نظر خواهی نظرتون رو بدبد میدونیم زیاد خوب نیستیم پیشاپیش از بامعرفتا تشکر میکنیم خیلی ممنون
+
نوشته شده در جمعه 17 آذر1385ساعت 17:21 توسط گمنام
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اول سلام..... ...................................................................
در پی مصاحبه غیر رسمی که با مسئولین برگزاری همایش در خصوص علت این جلوگیری انجام شده گفتند: خانم شیری اجازه این کار را ندادند در اینجا پرده برداران شهید بهشتی وارد عمل شدند ....و این معادله ایست که روش حل آن را آقای اهوازیان نیز نمیدانند. تفسیر موضوع: اول باید تشکر کنم از دخترهای فرزانگان که این اطلاعات را در اختیار نویسنده ما در اونور دیوار قرار دادند
خوب....بسم الله.....
این موضوع را می توانیم از چند زاویه دید بنگریم از دید سیاسی اجتماعی هم باید بگم مثل زمانی میمونه که زنها رو اجازه شرکت در فعالیت های سیاسی اجتماعی نمی دادند. از نظر خود من این مسئله جنبه عقیدتی مذهبی داره شما فکر می کنید چرا در دانشگاه ها دختر ها و پسرها در یک کلاس درس می خوانند اینم باید بگم که اگر این همایش جنبه علمی داشت چنین روشی بسیار اشتباه بود به امید روزی که چنین رفتارهایی تکرار نشود و ما خود تولید کننده علم در کشور و جهان باشیم.
با وجود اینکه مطلب در مورد این موضوع بسیار زیاده بهتره همینجا تمومش کنم. از شما که این مطلب را خواندید بسیار تشکر می کنم.
+
نوشته شده در سه شنبه 14 آذر1385ساعت 15:23 توسط ناشناس
|
|
|||||
|
|||||